تبليغاتX
تبلور عشق
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)


سلام :

من مدتهاست که گرفتارم و نمی توانستم مطلبی را بنویسم . امیدوارم از حالا به بعد بتوانم زود به زود آبدیت کنم . یا حق

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 15:28 توسط احمد |

رضاي تو

خدا كند كه رضايم فقط رضاي تو باشد
هواي نفس نباشد، همه هواي تو باشد
خدا كند كه گزارت بيفتد به منظر چشمم
كه سجده گاه نمازم به جاي پاي تو باشد
خدا كند كه اماما ، دلم براي تو باشد
كسي دراو ننشيند هميشه جاي تو باشد
خدا كند كه نفروشم دگر به غير تو جان را
كه جان و هر چه كه دارم همه فداي تو باشد
منم مريض و تو هستي طبيب درد درونم
عنايتي كه شفايم فقط شفاي تو باشد
فداي خاك ره تو وجود عالم و آدم
وجود عالم امكان به اتكاي تو باشد
خدا كند كه بدانم نشانه اي زمكانت
كه درب جنت رضوان در سراي تو باشد
خدا كند كه شوم من فداي راه و فنايت
با سعادت آن جان كه او فناي تو باشد
گذشت عمر و نديدم زمان و وقت ظهورت
دعا نما كه ظهور تو با دعاي تو باشد
خدا كند كه ولاي تو دردلم بنشيند
كه بندگي و عبادت فقط ولاي تو باشد
ندارد غصه اي انوار به روزگار اماما
اگر كه درهمه ي عمر فقط گداي تو باشد

 

يا صاحب الزمان

 


معرفى امام زمان(عج)

(أَنَا بَقِيَّةُّ اللّهِ في أَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدائِهِ، أَنَا خاتَمُ الْأوْصِياءِ وَبي يَرْفَعُ اللّهُ الْبلاءَ عَنْ أَهْلي وَشيعَتي).

من باقيمانده خدا در زمين او و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم  ،  من پايان بخش سلسله جانشينان پيامبرم و بسبب من است كه خداوند بلاها را از خاندان و شيعيان من درو مىنمايد

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 12:48 توسط احمد |

رمضان ساحل آرامش جان است و روان

 

رمضان ، بهار قرآن

 

آمد آن ماه كه جان زنده شود بر اثرش

نفسي تازه كند دل به دعاي سحرش

دارد اين ماه نشان از شب رحمت ، شب قدر

جاي دارد كه بريزيم همه گل به سرش

خواب و بيداري اش اين ماه به جز طاعت نيست

گر كسي ياد خدا موج زند در نظرش

صبح ، دامان پر از نور و كرامت دارد

هر كس الماس بريزد سحر از چشم ترش

«ربنا»يي كه در آغاز اذان مي شنويد

هست از مژده آمرزش عصيان خبرش

رمضان نيست مگر موسم پرهيز و گريز

دل اگر خواست خدا مي شود امدادگرش

رمضان ساحل آرامش روح است و روان

عاشق از خود به خدا ميرسد از رهگذرش

رمضان فصل بهار است و نسيمش قرآن

چه نسيمي ! كه شكوفايي دلها ثمرش

رمضان آبي درياست پر از گوهر راز

دل به دريا زدگان فيض برند از گوهرش

آن شب قدر كه محراب به فرياد آمد

ماه در هاله اي از واهمه خون شد جگرش

مسجد كوفه اگر داغ شقايق را ديد

كعبه احرام سيه بست به ديوار و درش

اي خوش آن سفره افطار كه با ياد نجف

بنشينند يتيمان علي دور و برش

روزه امساك دل و دست و زبان است آري

روزه چون قلب شما در ضربان است آري

 

******************

 

رمضان ، بهار قرآن

 

 الهي مباد كه دل من اسير جز تو شود و پيشاني قلبم بر خاك محبت ديگري بسايد.

الهي به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده
الهي راز دل را نهفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر
الهي اگر چه درويشم ولي داراتر از من كيست كه تو دارايي مني
الهي با زبان ناقابل و گناهكار ، از تو اي مهربان ميخواهم
 آرزوي همه جوانان را برآورده سازي و ظهور منجي را نزديك گرداني

الهي رمضان ماه توست و ما بندگان چشمانمان به اين ماه است .
الهي گناهانمان را ببخش و روزيمان ده از اين ماه پربركت

اي بهترين و تنهاترين ،اي عاشق و معشوق ترين

الهي دعاهايمان را مستجاب كن
آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 15:34 توسط احمد |

 

السلام عليك يا مولانا يا ابا صالح المهدي ( عج )

سحر از شوق رخت راهي ميخـانه شدم

طالب ديدن آن چهــــــره مستانـه شــدم

 

شــود آيا ز رخت پرده گشائــــي ز كـــرم

كه من از پرده نشينـي تو ديوانــــه شدم

 

چهـــره از پشت حجــاب دل ما بيرون كن

كه خريــدار تو با اين دل ويرانـــــه شــدم

 

قسمتم چون كه تماشـــاي جمال تو نشد

گرد نام تو گل فاطمــــــــه پروانـه شـــــدم

 

گوشه چشمي به من خسته بيچـــاره نما

كه دگر طالب يك لطف كريمانـــــه شـــدم

 

كيميــــاي نظرت بر دو جهـــــان مي ارزد

نظري كن كه دگر خسته ز بيگانــــه شدم

 

ز فراق رخت اي پادشــه كشور عشــــــق

جان به لب آمد و مشتاق تو جانانه شــدم

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

اي سايبان دلهاي سوخته واي انتظار اشكهاي به هم دوخته عاشقانتان هر آدينه ديدگان خود را با اشك مي آرايند و دلشان را نذر تان مي كنند .كاروان دل را به غروب مي برند، و برسجاده انتظار نشسته تا شايد دعايشان مستجاب شده و شما لحظاتي هر چند كوتاه مهمان چشمان منتظر واشكبارشان شويد. مولاي جان بيا ،  بيا وخوابهاي خوب را تعبير و با دستان پر مهرت قطرات اشك فراق و . . . را از گونه هايمان بزدا

« يوسف فاطمه بيا »

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 16:34 توسط احمد |

 

علت و فلسفه غيبت امام زمان (عج)

بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است . در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:

1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.

حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: «هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد.»

2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: «گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى ((عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند.» عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا امامشان غايب مى شود.» عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: «براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد.»

3 ـ حفظ جان حضرت: زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند.» عرض كردم: براى چه؟ فرمود: «از جان خود بيم و ترس دارد.» پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد .امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.

*********************************

توجه امام زمان به شيعيان

انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكر كم و لولا ذلك، لنزل بكم اللاوا و اصطلمكم الاعداء

ما در رسيدگى به شما كوتاهى نكنيم و ياد شما را از خاطر نبريم، و اگر چنين بود سختى شديد بر شما وارد مى شد و دشمنان شما را ريشه كن مى ساختند.

 

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 14:5 توسط احمد |

 

 ))اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِي خَلََقَ (( عيد رســالت و جشن برگزيدگي و برانگيختگي پيامبـر اعظم، حضـرت محمـد مصطفي (ص) بر جهـان و جهـانيان مبـارک باد . 

 

پيمبري كه جان گل زحيرتش گلاب شد

 

 

نمك نمك دويده ام  غرور شوره زار را

به زخمهاي كهنه ام ببند اعتبار را

حجاز در منا نماند و مكه بي قرار شد

هزار فصل آمد و يكي از آن بهار شد

سكوت بيشتر شد و صداي سنگ باز شد

فرشته ها كه آمدند، موقع نماز شد

خدا به جبرئيل گفت : خيمه در حرا بزن

برو پيمبر مرا به صوت خوش صدا بزن

پيمبري كه جان گل ز حيرتش گلاب شد

همان كه چشم ابرها زديدنش پر آب شد

كسي كه عكس عشق را قشنگ و دلنشين كشيد

اله هاي ناز را از آسمان ، زمين كشيد

فرشته هاي منتظر به شهر نور آمدند

ستاره هاي آسمان ز راه دور آمدند

قنات هاي خالي از غرور آب سير شد

زراه آمد آنكه بر تما ما امير شد

كبوتران منتظر زقعر چاه آمدند

ستاره هاي گم شده به سمت ماه آمدند

پيمبري رسيد تا سرود عشق سر دهد

به ساكنان خانه از خود خدا خبر دهد

موذن از اذان بگو ، قيامت است قامتش

زمين به رقص آمده ، ز حيرت قيامتش

رسول آخرين رسيد و باب عشق باز شد

فرشته ها كه آمدند ، موقع نماز شد

فرشته ها از آسمان سري به خاك ما زدند

تمام ماهيان به شوق آب ، دست وپا زدند

به نور تازه تكيه كن كه كوه كهنه آب شد

شب از خجالت بشر ، دوباره آفتاب شد

رسيد آنكه از قفس پرنده را رها كند

غرور جاهلانه را زآدمي جدا كند

قفس قفس دويده ام تمام راه ، راه را

كه بشنوم به گوش خود ترانه هاي ماه را

و ماه مثل ابرها دو تكه شد به نام او

فلك پر از غرور شد زشوق احترام او

بگو بخواند عشق را به آيه هاي سرمدي

تمام كائنات شد ، پر از گل محمدي


 

*********************

 

 حديثي از پيامبر گرامى اسلام (ص): « إِنَّ أَهْلَ النّارِ لَيَتَأَذُّونَ مِنْ ريحِ الْعالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النّارِ نِدامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعا عَبْدًا إِلَى اللّهِ فَاسْتَجابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِىَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ.».....همانا اهل جهنّم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج مي برند، و از اهل دوزخ پشيمانى و حسرت آن كس سخت تر است كه در دنيا بنده اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده و خداوند او را به بهشت درآورده، ولى خودِ دعوت كننده را به سبب عمل نكردن به علمش به دوزخ انداخته است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 9:35 توسط احمد |

 

شهادت حضرت امام موسي كاظم عليه السلام به همه مسلمين جهان بويژه هموطنان عزيز تسليت باد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 10:18 توسط احمد |